مرتضى راوندى
24
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
زبان پهلوى نياى زبان فارسى است استاد اى . م ارانسكى ، محقق شوروى ، پس از سالها تتبّع و استفاده از مطالعات و تحقيقات پيشينيان به تنظيم مقدمهء فقه اللّغهء ايرانى توفيق يافت ، تاليف اين كتاب به احياء تاريخ زبان و ادبيات ايران ، قبل از اسلام كمكى شايان نمود . دربارهء مبانى ادبيات فارسى ، تاكنون محققان و دانشمندان ايرانى و خارجى تحقيقات فراوانى انجام داده و به اين نتيجه رسيدهاند كه زبان پهلوى نياى زبان فارسى امروزى ماست . دكتر « ا . و . وست » « 1 » ، كه شايد بزرگترين محقق اروپائى در اين زمينه باشد ، مقدار آثارى را كه از اين زبان باقيمانده است ، به تقريب از جهت حجم برابر تورات مىداند ، اين نوشتهها بيشتر دينى و مربوط به مراسم كيش زرتشت مىباشد ، علاوهبر اين آثار ، نوشتههاى ديگرى نيز بر روى سنگها و سكّهها و جواهرها باقى مانده است ، كه از نيمههاى قرن سوم ميلادى به بعد به يادگار ماندهاند . ريشهء زبان فارسى زبان پهلوى ، خود در اصل زادهء زبان فارسى باستان است كه نمونههاى آن در سنگ نبشتههاى تخت جمشيد و بيستون و جاهاى ديگر ، به فرمان داريوش كبير و شاهان ديگر هخامنشى ساخته شدهاند ، به ما رسيده است . زبان اوستايى كه كتب دينى زرتشتيان به آن نوشته شده ، خواهر پارسى باستان و سانسكريت است و از اين روى مستقيما در شمار اجداد پارسى جديد قرار نمىگيرد و نماينده آن امروز پارهاى از زبانهاى محّلى ايران است ، و بهنظر « دارمستتر » « 2 » زبان پشتو يا افغانى بازماندهء آنست . . . » « 3 » لشكركشى اسكندر ( 333 ق . م ) و پس از آن روى كار آمدن اشكانيان ، دوره هرج و مرجى بهوجود آورد كه پنج قرن و نيم ادامه يافت و از آن دوران طولانى هيچگونه اثر جالبى به يادگار نمانده است سرانجام ظهور دودمان ساسانى ، به آن دوران مبهم و تاريك پايان داده است .
--> ( 1 ) . E . W . West ( 2 ) . Darmesteter ( 3 ) . فقه اللّغة : پيشين ، ص 16